#گندم_پارت_200

عباس اقا-نه اقا یه ربع بیست دقیقه پیش رفتن!

کامیار-باچی اومده بود؟

عباس آقا-انگارآژانس بود!

-کامیاربیا بریم شاید توراه بهش برسیم!

کامیار-فایده نداره

بعدبرگشت طرف عباس اقاوگفت:

-واقعا یه ربع بیست دقیقه س که رفته؟

عباس آقا-شاید نیم ساعت!دررو واکنم آقا؟

کامیار-نه عباس آقا کارداریم راستی گندم خانم اینجااومده بود چیکار؟یعنی چیکارمی کرد اینجا؟

عباس آقا-واله تقریبا دوساعت پیش رسید اینجا.بوق زدن ومن دررو واکردم آژانسه دم در واستاد وگندم خانم اومد تو.

خواستم در ویلا رو واکنم که نذاشت رفت دم رودخونه روصندلی نشست.تاچایی حاضر شد وبراش بردم یه بیست دقیقه ای طول کشید راستش خودمم یه خرده ای ترسیدم!

کامیار-واسه چی؟

عباس آقا-آخه گندم خانم یه جورایی بود!

کامیار-چه جوری؟


romangram.com | @romangram_com