#گاهی_عشق_از_پشت_خنجر_می_زند__پارت_209
لعنتی چرا بهش می گفت آرتمن؟بدون پیشوند! من زیاد از پگاه خوشم نمی اومد ولی خب باهاش رفیق بودم! چون مثل رویا خاص بود و شَر باهاش صمیمی بودم ولی نه در حد رویا...رویایی که براش جون می داد..!حالا چرا تیکه می انداخت!؟
-خوبم.چه جوری شد که اینجا اومدی؟آخه رفقا باید کم پیدا باشن دیگه تا اسمشون رفیق شه!
با همون لبخند همیشگی گفت:با آرتمن اومدم..وگرنه شاید نمی دیدمت.سرم شلوغه!
از روی حرص لبخندی زدم و به داخل دعوتشون کردم.آرتمن و یزدان زودتر از من رفته بودن داخل..یزدان که طبق معمول صدای خنده اش طنین انداز خونه شده بود.به تعارفم پگاه روی مبل دونفره نشست و من هم روبه روش نشستم. منیژه نسکافه ی داغ که بخارش روی تصویر پگاه خط انداخته بود رو،روی میزعسلی گذاشت..بهش که بیشتر دقت کردم متوجه شدم ابروهاش از قبل نازک تر شده بود،نه خیلی ولی مشخص بود.چند لحظه بعد آرتمن کنارش جا گرفت. هنوزم سرش با یزدان گرم بود.چرا اونجا نشست؟مشخص بود که یه چیزی هست ولی من سعی دارم خودم رو به اون راه بزنم! آرتمن به پگاه اشاره کرد و اونم از توی کیفش یه عروسک بیرون اورد.دوتاییشون داشتن با اون خرس کوچولو بازی می کردن.نسکافه رو برداشتم و مثل اشرافزاده ژست گرفتم و گفتم:تعارف نکن!
نسکافه رو برداشت و گفت:از رویا خبر نداری؟
رویا؟خواهرم؟اصلا نمی دونم چی به چیه! اونا حتی به من نگفتن بیام عروسی...فقط یه کارت دعوت خاکی رو لا به لای خاکهای باغچه پیدا کردم.نه توی صندوق دم در،توی خاک ها...اینم دعوت بود؟؟
خودمو زدم به اون راه و گفتم:تو خبر داری؟یه زمانی شما جیک تو جیک هم بودین.
با این حرف آرتمن سرش رو بلند کرد و نگاهمون کرد.تهمینه خانوم رو صدا زد و یزدان رو دستش داد.آرتمن مثل صاحب خونه رفتار می کرد.از اینکه جلوی پگاه اینجور رفتار کرده بود ناخودآگاه اخمی رو پیشونی ام نشست ولی زود محو شد.پگاه رو به من گفت:خبر ندارم.از بعد عروسی حتی صداش رو هم نشنیدم.
عاشق خواهرم بودم بالاخره.توی زبونم چرخید و گفتم:ته رفاقت همینه؟
-خواهرش کاری کرد که من بکنم؟
آرتمن با اخم به نسکافه اش خیره شده بود.خودم رو نباختم و گفتم:داستان من و رویا فرق می کنه..ولی اون به تو چه بدی کرده که خبری ازش نمی گیری؟
آرتمن سرش رو بلند کرد و آروم گفت:تارا ما برای چیز دیگه ای اومدیم...
نمی خواستم بگه برای چی اومده...اصلا شاید برای اون چیزی که من فکر می کنم نیومده باشن ولی....
romangram.com | @romangram_com