#فانوس_پارت_625

ـ چند روز پیش که رفتی موسسه وسایلش رو آوردن. دیروزم چیندم اینجا رو.

ـ مرسی... واقعا خوشگل شده...

ـ یه اتاق خوشگل برای یه خانوم خوشگل.

ـ عماد...

ـ جانم دل؟

ـ یعنی واقع همه چیز تموم شد؟

نفسش رو آسوده داد بیرون و گفت: آره. همه چیز تموم شد...

رفتم سمتشو دستاش رو گرفتم. زل زدم توی چشماش و گفتم: خیلی دوست دارم عماد... خیلی...

منو کشید توی بغلشو دم گوشم زمزمه کرد: نه به قدرمن...خانوم خونه.





romangram.com | @romangram_com