#فانوس_پارت_399

ـ خواهش میکنم.

ازش خداحافظی کردم و از ساختمون زدم بیرون. بنز مشکی عماد توی کوچه منتظرم بود. رفتم سمتش و نشستم. با لبخندی گفتم: سلام. خسته نباشید.

ـ سلام. توام خسته نباشی. خوش گذشت؟

ـ ای بد نبود.

ـ کلاس صبحت چی؟

ـ وای! اونو که اصن نگو.

ـ چرا چی شده مگه؟

ـ بابا کلاسه پره پسرای کثیفه. اگه استاده نیومده بود پاشده بودم برگشته بودم خونه.

ـ اون مثلا بهترین کلاسشونه. بقیه اش اوضاش خیلی خراب تر از انی حرفاست.

ـ هر چی که هست غیر قابل تحمله. واقعا جای دیگه نبود که منو ثبت نام کنی؟

ـ چرا بود. ولی هم به خونه خیلی دوره و هم من استادشون رو نمیشناسم. این استادتون رفیق خودمه هوای تورم داره.

romangram.com | @romangram_com