#فانوس_پارت_263

عماد: پاش برسه به توام میخندیم. مشکلی داری؟

کامیار دستی لای موهاش کشید وگفت: چی شد؟

عماد: چی چی شد؟

کامیار باحرص گفت: عماد.

عماد دوباره زد زیر خنده ومیون خنده اش گفت: جوابت رو که داده. دیگه من چی بگم؟

کامیار متعجب نگاهش کرد وگفت: تو شریک دزدی یا رفیق قافله؟

عماد: من طرف بارانم. جواب اون جواب منه.

کامیار نفسش رو باحرص بیرون داد و به من نگاه کرد. لبخندم رو جمع کردم وبا جدیت زل زدم توی چشماش. سری کج کرد وگفت: خوب؟

دستام رو توی سینه جمع کردم وگفتم: قبلا جوابتون رو دادم. ندادم؟

کامیار کلافه گفت: آخه چرا؟

ـ شما فکر کنید بردگی رو به سروری ترجیح دادم.

romangram.com | @romangram_com