#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_557
غذا رو کشیدم. پشت میز نشسته بود و به حرکات من نگاه می کرد. حتی نرفت لباس هاش رو عوض کنه یا اینکه دست هاش رو بشوره. پشت میز نشستم و بهش نگاه کردم. این بار با اخم بهم خیره شده بود. وای این هم مشکل داشت با خودش ... به نه لبخند هاش نه به اخم کردناش.
- چیزی شده؟
آریان: این مدت خونه کدوم دوستت بودی؟
با من من گفتم:
- خونه سوگل
اخمش بیشتر شد و گفت:
- اما رفتم خونشون مادرش گفت اونجا نیستی.
بی خیال دروغ گفتن شدم و گفتم:
romangram.com | @romangram_com