#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_555
حسابی به اینکه چطوری باهاش رفتار کنم فکر کرده بودم. دستش رو گرفتم و گفتم:
- می دونم آریان. خودمم دست کمی از تو نداشتم . به من هم حق بده. تو چیزی رو از من پنهون کردی که می دونستی روش حساسم. درسته؟
آریان: خب صبر می کردی تا واست توضیح بدم.
- اونقدر شوکه شده بودم که به هیچ چیزی فکر نکردم. می دونم کارم اشتباه بوده اما دلیل اشتباهم تو بودی. نیاز داشتم تنها باشم.
با صدای محکمی گفت:
- من به تو خیانت نکردم پریناز. می فهمی؟ می تونستی بیای خونه و بگی من برم تا تنها باشی. نه اینکه من بیام خونه ببینم نیستی ... و یه سری وسایلت نیست و بفهمم رفتی.
- می دونم خیانت نکردی بهم. سیما همه چیز رو واسم توضیح داده.
چشم هاش از تعحب درشت شد و گفت:
romangram.com | @romangram_com