#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_547
- دیگه همه چیز واسه رفتن من آماده ست.
از جا بلند شد و گفت:
- خیالت راحت من دیگه حسم به آریان کشته ام. امیدوارم در کنار هم خوشبخت باشید.
زیر لب ازش تشکر کردم و تا دم در بدرقه اش کردم که یهو برگشت و به سمتم و گفت:
- راستی ...
برگه ای از کیفش در آورد و گفت:
- این هم جواب آزمایشت. اونروز آریان دنبال تو دوید و این برگه تو آموزشگاه جا موند. وقتی فهمیدم بچه تو راه دارید دلم نیومد اینطوری به آریان خبر بدی واسه همین برش داشتم . الان می تونی خیلی بهتر بهش خبر بچه دار شدنتون رو بدی. نه؟
با تعجب برگه رو ازش گرفتم و گفتم:
romangram.com | @romangram_com