#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_511


- آقا برو ... خواهش می کنم برو ... فقط برو ...

خودم نمی دونستم کجا می خوام برم. اشکام از روی گونه ام پایین می چکید و دستای یخ کرده ام به شدت می لرزید. من احمق رو بگو که می خواستم سورپرایزش کنم.

راننده: کجا برم خانم؟

آدرس خونه ی سوگل رو دادم و سرم رو به شیشه تکیه دادم و اشک ریختم. چرا باهام این کار رو کرده بود؟ اون سیمای هرزه چی داشت که من نداشتم؟ یعنی تموم این یک سال داشت بهم خیانت می کرد و فقط از روی ترحم باهام مهربون بود؟

با رسیدن به خونه سوگل که به آموزشگاه خیلی نزدیک بود از تاکسی پیاده شدم.

راننده: خانم کرایه تون؟

به طرف ماشینش برگشتم و کرایه ام رو حساب کردم و منتظر بقیه پولم نشدم. دستم رو روی زنگ فشار دادم. اشک هام می ریخت و موهام دور صورتم ریخته بود. حدس می زدم تمام آرایشم هم راه افتاده رو صورتم ولی دیگه مهم نبود. با باز شدن در و ورود به حیاط سوگل بیرون دوید و گفت:

- این چه وضعیه؟ چی شده؟


romangram.com | @romangram_com