#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_495
پسره ی پرو به سمت مامان رفت و با شیطنتی که توی لحنش بود، گفت:
- باشه الان میرم توضیح میدم.
به طرفش دویدم و لباسش رو کشیدم و گفتم:
- لازم نکرده ... بگیر بشین ...
که باز سر و کله ی پویان پیدا شد و آریان رو از رفتن منصرف کرد.
پویان: پری چرا اینجا ایستادی؟ شاهین اومده ...
حالا همه امروز گیر داده بودن به من ... یه لحظه رفتم تو جلد دیوونگیم و گفتم:
- ا؟ چی چی آورده؟
romangram.com | @romangram_com