#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_487


به طرف آریان که با اخم بهم نگاه می کرد برگشتم و گفتم:

- معرفی می کنم ... همسرم آریان

با زدن این حرف دستش رو که از رو عصبانیت مشت کرده بود از هم باز کرد. دستم رو به سمت پویان دراز کردم و گفتم:

- ایشون هم پویان هستن. دوست بچگی من و پدرام و از طرفی برادر نیلوفرجون.

بعد از دست دادن آریان و پویان رو به پویان گفتم:

- منتظر کی هستی؟

با صدایی که دیگه هیچ هیجانی نداشت و لبخند تلخی گفت:

- منتظر تو وروجک بودم. بهم نگفتن ازدواج کردی.


romangram.com | @romangram_com