#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_476
تو دلم هزار بار به متن آهنگ فحش دادم. لب هام بهم قفل شده بود و آریان هر لحظه بهم نزدیک تر میشد. زیر لب گفتم:
- آریان
هر لحظه بهم نزدیک تر می شد. هر لحظه بهم نزدیک تر می شد. لب هام قفل شده بود. هیچ حرفی نمی تونستم بزنم. قبل از اینکه بخوام حرف دیگه ای بزنم بغلم کرد و به طرف اتاقمون رفت. در رو با پا باز کرد وروی تخت گذاشتم که مخم به کار افتاد.
- داری چیکار می کنی؟
آریان: وقت تسویه حساب دیگه ... از صبح تا حالا مزاحم داشتیم.
بیخیال بهش پتو رو روی خودم کشیدم و پشت بهش خوابیدم و گفتم:
- وای وای ترسیدم. تسویه حساب کردی. خوب شد؟
با تکون خوردن تشک فهمیدم اونم روی تخت دراز کشیده. زیر گوشم گفت:
- پریناز دیگه نمی تونم تحمل کنم. می فهمی؟ دوستت دارم ...
romangram.com | @romangram_com