#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_475


با گفتن: « خیلی دیوونه ای » آشپزخونه رو ترک. چقدر خوب بود که آریان همه ی کارها رو انجام می داد.

داد زد:

- این چه حرفی بود زدی؟ به نامه اعمالت اضافه شد. بعدا باهات حساب می کنم.

بیخیال یه موزیک پلی کردم تا خونه از این حالت تاریک و ساکت بودن خارج شه. لامپ ها رو هم روشن کردم. یه دستمال برداشتم و مشغول تمیز کردن میز ها شدم. همزما با آهنگ می خوندم و قر می دادم و روی میز ها دستمال می کشیدم. یه نگاه به آریان کردم. سرش به کار خودش بود. صدام رو بالا تر بردم و شروع به خوندن با آهنگ کردم.

من توی زندگیتم ولی نقشی ندارم اصلاتو نشنیده گرفتی هر چی که شنیدی از منبودو نبودم انگار دیگه فرقی برات ندارهاین همه بیخالی داره حرصمو در میارهتکلیف عشقمون رو بهم بگو که بدونمباشم نباشم بمونم یا نمونممیترسم که بفهمم هیچ عشقی بهم ندارییا اینکه کنج قلبت هیچ جایی واسم نذاریآخه دوستت دارم منه بیچاره مگه دلم تو دنیا جز تو کسیو دارهکجای زندگیتم یه رهگذر تو خوابتیه موجود اضافی توی اکثر خاطراتتمیبینی دارم میمیرمو هیچ کاری باهام نداریتو با غرور بیجات داری حرصمو در میاری حرصمو در میاریمن توی زندگیتم ولیدوستت دارم منه بیچاره مگه دلم تو دنیا جز تو کسیو دارهکجای زندگیتم یه رهگذر تو خوابتیه موجود اضافی توی اکثر خاطراتتمن توی زندگیتم ولی نقشی ندارم اصلاتو نشنیده گرفتی هر چی که شنیدی از منبودو نبودم انگار دیگه فرقی برات ندارهاین همه بیخالی داره حرصمو در میارهتکلیف عشقمون رو بهم بگو که بدونمباشم نباشم بمونم یا نمونممیترسم که بفهمم هیچ عشقی بهم ندارییا اینکه کنج قلبت هیچ جایی واسم نذاریآخه دوستت دارم منه بیچاره مگه دلم تو دنیا جز تو کسیو داره

اصلا واسم مهم نبود خواننده چی میگه. دیگه رفته بودم رو دور تند و قر می دادم و می خوندم. آهنگ که تموم شد با صدای قدم های آریان که به طرفم می اومد سرم رو بالا آوردم. نگاه خیره اش رو روی لباسم دیدم. وای خدای من ... اصلا یادم به لباسم نبود. آریان هم که تازه انگار تو نور سر و وضع منو دیده بود.

کم کم نگاهش به طرف صورتم کشیده شد. روی لب هام که پر از رژ لب بود خیره شد. نزدیکم و اومد و با یه لحن خاصی گفت:

- می خوای تکلیف عشقمون رو مشخص کنم؟


romangram.com | @romangram_com