#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_469






اول از همه پدرجون وارد آشپزخونه شد. حسابی کیف کرد. دستاش رو بهم مالید و گفت:

- اووم ... ببین دخترم چه کرده.

و بعد همگی دور میز نشستیم. خودم هنوز از غذا نچشیده بودم اما به دستپخت آریان اعتماد داشتم. دستپختش حرف نداشت. با سلیقه ای هم که من واسه تزیین به خرج داده بودم دیگه عالی شده بود.

عمه خانوم: ممنون دخترم. زحمت کشیدی. چقدر عالی شده طعمش.

لبخند پیروزی روی لبم اومد و گفتم:

- چه زحمتی؟ نوش جان


romangram.com | @romangram_com