#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_468

و نگاهی به میز انداخت و گفت:

- دستت درد نکنه خانومم ... عالی شده ...

پدرام: شرمنده داداش میون کلامت ... من برم بیرون تا این زنت مثل الان فحش کشم نکرده که چرا بین لحظات رمانتیک ما سر رسیدی ...

- پدرام ... خیلی عوضی ... من کی این حرف رو زدم؟

شونه بالا انداخت و بدون اینکه نگاهم کنه از آشپزخونه بیرون رفت. آریان از پشت سر بازو هام رو گرفت و گفت:

- آره خانومم؟ تو این حرف رو زدی؟

قبل اینکه آریان بخواد حرکت دیگه ای بکنه و واسه فرار کردن از جواب دادن به سوالش با قدم های تند به طرف سالن رفتم و گفتم:

- بفرمایید سر میز شام ...

و دیگه به آریان که با چشم و ابرو واسم خط و نشون می کشید اهمیتی ندادم.

romangram.com | @romangram_com