#عشقی_از_جنس_اجبار_پارت_176


کلافه گفتم_ارزوت اونه اون عوضیو ببینی ...ارزوت اونیو ببینه که ولت کرده؟..

محمد_کی ولش کرده...

وای خاک به سرم محمد کی اومد...با اخم داشت بهم نگاه میکرد...

هول شدم

سریع جواب دادم_هیچی ..هیچی...

زیر لب گفت_هه دروغ بازم دروغ...

را به نارلی گریون کردو گفت_عشق دایی برو پیش خاله پارمیس تو حیاطه منم قول میدم امشب بریم کنسرت ارمیا...باشه؟

دماغشو کشید بالا اخ جونی گفتو دویید سمت حیاط

محمد_بگو...

_چیو بگم؟

_واقعیت...ارمیاسرمدی همرن اشغاله نه؟؟...همونه....

_نه نه...

داد زد_بهم دروغ نگو....

با بغض گفتم_میخوای چیو بشنوی؟

محمد_واقعیتو...مگه ادعا نمیکنی داداشتن پس اگه داداشتم بگو...

با حالت زاری صداش زدم که گفت_هیس ....فقط جوابمو میخوام....

اشکام رو گونم ریخت....

romangram.com | @romangram_com