#عشقی_از_جنس_اجبار_پارت_149


برگشتم دیدم رو پله ایستاده دستمو بالا اوردم انگشت اشارمو به سمتش گرفتمو گفتم_مگه نگفتم دیگه پسری نداری؟...مگه نگفتم ولم کن...مگه نگفتم باهام کاری نداشته باش ...

مامان_مگه دروغ گفتم...دخترش اگه هرزه نبود بدون خبر گم گور نمیشد که....معلوم نیست با کی گزاشته رفته...

جوش اوردم گلدون کنار دستمو محکم زدم پایینو گفتم_ساکت شوو...

با حال زاری گفتم_اگه مادرمی ولم کن...خستم کردی...غزاله من پاکه فهمیدی ...من احمق باعث شدم این همه سال ازم دور باشه...میفهمی..منه بدبخت...منه اشغال....

محکم زدم رو سینمو گفتم_منه کثافت باعث شدم...غزالم بره...من...خستم کردی...هی با خودم میخوام کنار بیام مادرمی...هی میخوام چشمامو رو کارات ببندم...

باصدای بلندی ادمه دادم_نمیشہ....یه کار دیگه میکنی که بیشتر از چشام کنده بشی...میفهمی....واس بار اخر میگم دور بر خانواده زنم نپلک ...حرف مفت راجب زنم نزن...

مامان با بغض_تو منو به اونا میفروشی...

اخم کردمو گفتم_نفروختمت....فقط از چشام داری میوفتی...خداحافظ...

از خونه زدم بیرون حالم خراب بود.....با سرعت خیلی بالایی به سمت خونه رفتم...

بعد چند مین رسیدم خونه در خونه رو اروم باز کردم مثل همیشه ساکت...این خونه مردست انگار....

برقو روشن کردم به روبه رو خیره شدم عکس غزاله بود...کل دیوارهای خونه عکس غزاله بود...

با دیدن عکساش یاد اشکاش میوفتم...یاد وقتی که زجه میزد بغلش کنم...واسم عذابه عکساش ولی دوست دارم...دوست دارم بسوزم...بسوزم منی که عشقمو کشتم....بسوزم منی که بدون نفس میکشم...بسوزه ارمیای که تو عشقش نباشی...

**بیا برگرد

داره میزنه به سرم

بگی نه

بخدا دنیا رو به آتیش میزنم

ببین حال منو

romangram.com | @romangram_com