#عشقی_از_جنس_اجبار_پارت_131
_من چجوری اومدم اینجا؟...
ارمیا_رو زمین خوابت برده بود اوردمت تو اتاقم...
هه اورده بودتم تو اتاق خودش...
با صدای گرفته ای گفتم_
_ملودی ناراحت نمیشه؟
ارمیا پکر گفت_نه...نمیشه...
اروم زیر لب گفت _..مهم نیس ناراحت شدنس..
به روی خودم نیاوردم که شنیدم...
با بغض گفتم_ارمیا؟
ارمیا_جو.....بله؟
میخواست بگه جونش ولی نگفت.....بابغض ادامه دادم...
_ارمیا..ملودیو خیلی خیلی دوست داری؟
:_اره.. خیلی
با صدای لرزونی گفتم_اگه با اون زندگی کنی خوشبختی؟...
کلافه دستی تو موهاش کشیدو چشاشو باز بسته کرد گفت_اره
اروم زیر لب گفتم عشقم خوببخت بشی با عشقت...
من میرم ارمیا...از کل زندگیت میرم...
romangram.com | @romangram_com