#عشقی_از_جنس_اجبار_پارت_128
ارمیا_هیس..گریه نه بگو.
_چون دوستت دارم..
ارمیا_چقدر؟
وایی چرا این جوری میکنه ....
با گریه به چشای خون الودش نگاه کردم...
داد زد _میگم بگو چقدر؟
_خیلی..خیلی...
_حتی اگه بهت بد کنم؟...حتی اگه بازم غرورتو بشکونم؟
_اره..اره لعنتی...
_پوریا چی اونو دوست داری؟یا منو؟
باحالت زاری گفتم_فقط ..تـو...
سرشو کنار گوشم برد لاله گوشمو بوسید گفت_ولی من ملودیو دوست دارم....
وقتی گفت ملودی وا رفتم ..هق هق ان اوج گرفت ...
ارمیا گلومو بوسید ....با حرفی که زد از تعحب وا موندم....
_ملودی رو دوست دارم ولی عاشق توام...
سرشو بالا اورد با چشای خمارش بهم نگاه میکرد...
ارمیا_همش فکر میکردم ملودی نفسه تو هوس ولی برعکسه...
romangram.com | @romangram_com