#عشقی_از_جنس_اجبار_پارت_126


به سمت اتاق رفتم...رو تخت دراز کشیدم ..تو فکر بودم که در اتاق با صدای بدی باز شد....

وااا ارمیا چرا اینحوریه؟!

دکمه های پیراهنش باز بود...چشماش از قرمزی زیاد توش خون افتاده بود...

ترسیدم جلوش رفتم با ترس گفتم_ارمیا چت شده؟

ارمیا با صدای کشیده ای گفت_حتما باید چیزی بشه بیام تو اتاق زنم...

با تته پته گفتم_ن خب...ولی...ولی..اینجوری؟

اومد جلو دستشو گزاشت دور کمرم...

اروم گفتم_چیکار میکنی؟

_زنمو بغل کردم...

با یاد اوری حرفای رضا گفتم_هه زنت....خودت میگفتی زنت نیستم که....

_هه چرت گفتم ...

سرشو تو گردنم فرو کرد...بوی تند مشروب پیچید تو دماغم...هه بگو پس چه مرگشه...مسته...

هلش دادم اروم...که دریغ از چند اینچ تکون خوردن

_ارمیا تو مستی ولم کن...

گردنمو بوسید گفت_من ظرفیتم بالاس هر چی بخورم مست نمیشم...

دوباره بوسید که لرزیدم...با بغض گفتم _نکن...

ارمیا_چرا؟...چرا نکنم؟...مگه نمیگفتی دوسم داری....

romangram.com | @romangram_com