#عشقی_از_جنس_اجبار_پارت_118


ملودی جلو نشستو من پشت زیاد نگزشت که به تالار رسیدیم..رفتم تو یه اتاق مانتوم در اوردم از اتاق زدم بیرون..همین که اومدم بیرون نگاهم تو نگاه ارمیا موند...

خیلی خوشتیب شده بود...جلوش رفتم ایستادم نتونستم جلودی دهنمو بگیرم....

_خوشتیب شدی...

پوزخندی زد گفت_ولی تو نه...

هه بازم خودمو خورد کردم...ملودی به سمتم اومد یه پیراهن مشکی بلند که یقه ی خیلی بازی داشت پوشیده بود...

ملودی_چ ناز شدی؟

_ممنون همچنین...

ملودی_بیا خواهرمو نشونت بدم

_مگه خواهر داری؟

ملودی_اره عزیزم...بیااا

منو به سمت یه دختری برد که پشتش بم بود...

ملودی_پارمیدا؟؟

دختره برگشت...وایی این اینجا ؟ینی خواهر ملودیه...

پارمیدا_عه سلام گلم خوبی؟

خونسردیمو حفظ کردمو گفتم_مرسے...تو خوبی؟؟

پارمیدا_ممنون....

با صدای کسی که پارمیدا رو صدا کرده بود ههمون برگشتیم...

romangram.com | @romangram_com