#عشقی_از_جنس_اجبار_پارت_114


_حوصله ندارم...

خواستم برم تو اتاقم که دستمو از پشت کشید که خوردم به سینش....

ارمیا_امشب خودت تنها باید بیای؟

باتعجب بش نگاه کردم که گفت_منو ملودی با هم میریم ....

هیچی نگفتم ...هه...خوشباش با عشقت...عشقم...

سمت اتاقم رفتم از توی پلی لیست موبایلم اهنگیو که حرف دلم بود پلی کردم:

پشت این پنجره که یخ زده سرده

مینویسـم،اون نرفته بر میگرده

میشنوم صدای پاتـو

خیـلے بی انصافے،خیـلے بی انصافے

گفتم عاشقت هستم

گفتی قصه میبافی

خیـلے بی احساسے،خیلے بی احساسے

از من مگه چی دیدی؟!؛چرا با من نمیسازی

تو آدم بی انصاف ، با این دل بی احساس

هیچوقت اینو نمیفهمی ،قلبـم بے تو چه تنهـاس

تو آدم بی انصاف ، با این دل بی احساس

romangram.com | @romangram_com