#عشق_تو_پناه_من_پارت_302
محدثه برگشتو با اخم به من نگاه کرد
-تموم شد...خود شیرین بازیتون؟
چیزی نگفتم و رفتم بالا سره مادرش
-چیزیتون شده مامان؟
اخم کرد بهمو دادزد
-وای دارم بالا میارم بعدش دویید تو دستشویی!!!
محدثه هم بعد از زدنه یه تنه محکم بهم دویید سمته دستشویی!!!
میکوبید به درو میگفت
-چته مامان؟قربونت برم الهی...چی خوردی مگه؟
محمدطاها سریع اومد بیرون
-چیشده؟
محدثه همونجور که مامانشو صدا میزد توپید
-از زنت بپرس معلوم نیست چی ریخته تو اون غذا که حاله مامانم اینجوریه!!!
اخمای محمدطاها رفت توهم وبرگشت سمته من
romangram.com | @romangram_com