#عشق_تو_پناه_من_پارت_165
-کیمیا خانوم پاشو..اینجا جای خوابه؟
کیمیا اصلا نفهمیدو فقط با همونچشمای بسته گفت-امیر بیخیال.
یه دفعه کاوه زد تو صورتشو دادزد
-وای کیمیا سوسک!!!
کیمیا چنان پرید که منی که کنارش بودم پریدم عقب
همه زدن زیر خنده که کیمیا با اخم قاشق چای خوری که تو دستش بودو پرتاب کرد که کاوه هم جا خالی داد اونم پرتاب شدو خورد به کابینت!!!
-بیشور منو میترسونی...ببین امیر!!!
امیرم خندیدو ا لحنه لوتی گفت
-هوی نفس کش چرا زنمو بیدار کردی؟
کاوه هم با لحنه امیر گفت
-همشیرمه تو رو سننه؟
خاله سرشو تکون داد وگفت
-نرجس جان بخور...اینا همیشه همینجورین!!!
لبخندزدمو چاییمو سر کشیدم...
romangram.com | @romangram_com