#عشق_تو_پناه_من_پارت_143

کاوه داد زد

-به گاز دیگه امیر.

دستمالای سفید سرخ میشدو سریع نوید عوضش میکرد شلواره خودشو محکمدطاها سرخه سرخ شده بود.

با ترمزه امیر نوید سریع پرید پایینو گفت

-الان میام...

رفت تو خونه ومحمدطاها بیحرکت چشماشو بسته بود ومن بی وقفه اشک میریختم.

کاوه-اجی گریه نکن الان میریم خونه ما دستشو پانسمان میکنیم خوب میشه!!!!

نوید اومد وگفت

-بدو بدو به مامان اینا گفتم میرم بیمارستان.

جلوی دره یه خونه ویلایی پیاده شدیم که تو بالاشهر بود....

کاوه ونوید دوتایی محمدطاها رو بردن تو خونه وامیرم به من گفت

-بیاین نرجس خانوم.

سربه زیر راه افتادمو رفتیم توخونه.

خانومی چادری اومد جلو درو با دیدن پسرا زد تو صورتشو گفت


romangram.com | @romangram_com