#عشق_و_تقدیر_پارت_122
-وااااااااای خاک تو سرت تینــــــا.... جنسیس گرفتی؟ خنگول تو که بابات اونهمه پول داشت چطوری قبول کردی که برات جنسیس بگیره ه ه ه ؟!!!
دیدم انگار لال شده. برگشتم سمتش که دیدم یه دختره خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خوشگلو جیگر جلومه و داره با تعجب نگام میکنه!!! وای بسم الله این دیگه کی بود؟! تا دختره نگاه متعجب منو دید زد زیر خنده... منم که تازه فهمیده بودم چه خنگ بازی در آوردم زدم زیر خنده... خلاصه انقدر خندیدیم که دیگه هر دو رو به موت شدیم!! وقتی خنده هامون تموم شد دستشو با لبخند به طرفم دراز کرد و گفت:
-من سوگند همستم ..
منم متقابلا لبخند زدم و دستمو توی دستش گذاشتم و گفتم:
-رها هستم.. خوشبختم.
شمارشو داد بهم و گفت:
-خیلی ازت خوشم اومد اگه دوست داشتی بهم زنگ بزن.
وقتی پیاده شدم چشمم خورد به یه فراری قرمز... برای اینکه این دفعه هم اشتباه قبلی تکرار نشه وایسادم و به روم نیاوردم. که دیدم خودش راه افتاد طرفم . وقتی وایساد جلو پام شیشه اش اومد پایین و صدای تینا اومد:
-خانوم خوشگله برسونمت!!
خندیدم و پریدم بالا و کلی جیغ جیغ کردم که ایول و مبارک باشه و. ... خداییش دم باباش گرم که همچین عروسکی برای این دوست تحفه ی ما گرفته. رفتیم یه رستوران شیک که باهم غذا بخوریم . یهو پرسید:
-راستی رها تو داخل اون جنسیسه چیکار میکردی؟
با خنده براش همه چیزو تعریف کردم!!! بعدشم رفتیم پاساژ و یکمی خرید کردیم و بعدش منو رسوند خونه و رفت.
*****
romangram.com | @romangram_com