#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_239

.....

_

پالیز (سرمه )

با فندک گاز آتیش زدم?😈

5 دقیقه بعد ...

رها : جیییییییییییییییییییییییییییییییییییغ

سووووووختممممممممم

همه پریدن از خواب

هیلا سریع با ملافه دسته قابلمه رو گرفت انداخت تو سینک شیر ابو باز کرد

رها که دستش رو ب*ا*س*نش بود جیغ جیغ می کرد

روشو کرد طرف من

رها : خیلی عوضی میکشمت

☹️😢😢😢😢

عوضی اخر همون کارو باهام کرد تا راضی شد

همون لحظه درو زدن

آپی رفت صبحونه رو گرفت

چشم به ساعت افتاد که 7/35 دقیقه رو نشون میداد

romangram.com | @romangram_com