#عشق_کیلویی_چند_پارت_193
پسره : مینیک بچه ها بیاید
یکدفعه تیسا پالیز آپاما زدن زیر خنده بلند گفتن : ممممیگ ممممیگ?😂😂😂😂😂
بعدم دوباره هر هر زدن زیر خنده منو رها هم داشتیم میخندیدیم
میگ میگ : الان کاری می کنم بزنید زیر گریه ......
با بچه ها یکدفعه خندمون قطع شد
رها : ببین اق پسر دیگه داری اون روی منو بالا میاریا جوری میزنمت که تا سه روز تب لرز کنی ساشکول ( یه سوال فنی عایا ساشکول ترجمه اینگلیسی دارد ؟)
یکی دیگه از پسرا :
زبونت خیلی درازه میدم کوتاهش کنن
رها : اره زبونم درازه این دوستامم که پشتم وایسادن دارن زبون 6 متریمو نگه میدارن ok؟
اون پسری که از رها خوشش اومده بود :
الان حالیت میکنم
مشتشو اورد بزنه تو دماغ رها که ....
( مثلا خوشس اومد که مشت زد نمیومد چیکار می کرد خخخخ )
رهام سریع مشت پسره رو گرفت دستشو چرخوند تق ا داد دستش شکست
پسره : آخخخخخخخخ
پسره افتاد رو زمین یکی از پست اومد رها رو بزنه که
آپاما رفت جلو با سر زد تو پیشونیه پسره
romangram.com | @romangram_com