#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_192


من :بسه بابا اب قند بیارم چتونه

تیسا :وای خدا بکشتت هیلا?😂

من : جانم ؟؟؟؟؟ چی میگی ؟؟؟

رها : ول کنید بلند شید بریم زودباشین ساعت 2/45برین یکم اب بازی کنیم?💧😁

بلند شدیم رفتیم پایین دیدم اون دوتا پسره با دوستاشون پایین اینهو شمر وایسادن

تیسا : یا جد سادات

پالیز : ببند بابا این همه رزمی به ما یاد دادن یکم به کار بگیر

تیسا : بابا اعتماد به سقف من پلیسم دارم پس میوفتم توی مهندس زر زر می کنی

پالیز : چرا چرت میگی میزنم تو دهنتا

آپاما : بسه از خودتون عکس العمل نشون ندین عادی از کنارشون رد شید

عاقا مام داشتیم به قول آپاما

عادی رد می شدیم که دوتا پسر اومدن جلوی منو رها

پسره : کجا با این عجله باید منتظر عواقب کارتون باشید

رها : مال این حرفا نیستی بچه قرطی

واااای وااای وااای باز این رها شروع کرد الان یه دعوای مشتی با پسره میکنه که پسره دوستاشو کول می کنه میره خخخ

همون پسره ای که از من خوشش اومد 《 کوکا کولا رو باز کنید خخخ》


romangram.com | @romangram_com