#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_178


فرسام : داریم میایم

بعد 20 دقیقه دخترا با گریه اومدن

پالیز : سامی آپاما کو کجا رفت چی شد ؟

من : هیچی بابا دکترش گفت : سرش آسیب دیده زود خوب میشه نگران نباش.

رها که یکسره گریه می کرد چشاشم قرمز قرمز بود فقط هق هق می کرد

شروینم پیشش نشسته بود تو گوشش زمزمه می کرد رها فقط به یه جا خیره شده بود

پالیز ( سرمه )

وقتی فهمیدم پسرا هستن شروع کردم به گریه کردن جیغ کشیدن که رادوین اومد سمتم

رادوین : پالیز اروم باش دیوونه من که کاری نکردم

من که انقدر گلوم می سوخت توان حرف زدن نداشتم از بس جیغ کشیده بودم

من : تغصیره شمااا برای چی اینکارو کردین می تونستی که جلوشونو بگیری نمی تونستی ؟

رادوین : باشه ببخشید تورو خدا اروم باش خانومم

هق هقم بند اومد که متوجه تیسا شدم ..

رها( یاس )

عصبانی بودم ناراحت بودم جیغ می کشیدم گریه می کردم شروین اومد پیشم

اومد دستمو بگیره که جیغ زدم


romangram.com | @romangram_com