#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_164


فرسام : چته سگ

شهریار : ببند اومدن

همون موقع دخترا رسیدن و...

نه

هیلا ( نهال )

همه پیاده شدیم

آپاما : حرکت کنین بریم ببینیم چی میگن

راه افتادیم سمت پسرا که داشتن پچ پچ می کردن دیگه رسیده بودیم بهشون

آپاما : شما واسه چی دارین ما رو تعقیب می کنین .

سامیار : کم خودتونو تحویل بگیرین کی دنبال شما بود

آپاما : اولا خودتو نه خودتونو بعدم شما مثلا کجا داشتین می رفتین این موقع شب

سامی : چیزه ...ما داشتیم میرفتیم قبرسوتون اصلا به تو چه

آپاما از اون نگاها که میگه خیلی خری معلومه داری مضخرف می گی نثارش کرد

( لامصب نگاهش چقدر حرف داشت خخخ)

من : به ما که ربطی نداشت اما خیلی ضایع داشتین تعقیبمون می کردین مثلا ما پلیسیما

فرسام : پلیسی که پلیسی که چی مام پلیسیم


romangram.com | @romangram_com