#عشق_چیز_دیگریست__پارت_152


- خوب رها خانوم. اینم از جوابا. خیالت راحت شد؟ حالا باید بهم قول بدی دیگه به هیچی فکر نکنی. رها خودش میاد به موقع. زوده زود. بهت قول میدم.

- (با بغض): باشه. یزدان؟

- جانم؟

- مرسی.

- بابته؟

- که آزمایش دادی.

- (با لبخند): شما جون بخواه رها خانوم. این که چیزی نیست. ولی یادت نگه دار من بعد هر مشکلی داشتی به جای اینکه انقدر تو خودت بریزی و خودتو داغون کنی بهم بگی تا با هم حلش کنیم. آخه خانومی ببخشیدا ولی هنوز یه کم بلد نیستی درست فکر کنی و راه درسته حل مشکل رو نمی دونی. رها ما زن و شوهریم. باید تو خوشی و نا خوشی هم کنار هم و کمک هم باشیم. نه که تو خودمون بریزیم. باشه؟

- سعی میکنم.

- رها من سعی نمی خوام. این بایده. این قانونه یه زندگیه اگه بخوای پا برجا بمونه.

- (تنها سکوت میکنه. شاید بعد از اینهمه مدت هم نتونسته اینو درک کنه که شریک یعنی چی؟ که یزدان کجای زندگیشه.)

.


romangram.com | @romangram_com