#عشق_مخفی_پارت_642

-شايان فك ميكني كي هستي كه هرچي ميخواي ميگي ؟ جذبه ام نگير بهت نمياد ! هع تو فقط يه ادم بدبختي!
شايان عصبي به طرفم برگشت و مشتش و به سمتم اورد
اما وسط راه بازش كرد و با پوزخند گفت : هع ! حيف كه سياه و كبود نميخوانت!
بي تفاوت به حرفاي ضد و نقيضش به جاده نگاه كردم !
من از قيافه عربا كه حتي پشت قاب تلويزيون ميديم حالم به هم ميخورد
چه برسه .....برسه بخوان بهم دست بزنن يا .....
خدايا خودت كمك كن پاكيمو از دست ندم ....نزار تنها چيزي و كه دارم از دست بدم !
ديگه نگاه كردن به دريا و اين نخل ها وهواي شاد اينجا بهم حس خوبي رو نميده !
ديگه اينكه كنار ساحل بدووم و اهنگ بخونم و دلم نميخواد !
چون ح ا ل م ب د ه......
يه متن قشنگي رو كه يه جايي خونده بودم تو مغزم تكرار شد:

(حالت که خراب باشد
دلت که گرفته باشد
هیچ چیز آرامت نمی کند
حوصله ی هیچ چیز و هیچکس را نداری
از عکس های آویخته به دیوار گرفته
تا گوش دادن به آهنگی که
همیشه دوستش داشتی . . !
آنقدر که از خودت هم بیزار میشوی
حالت که خراب باشد

romangram.com | @romangram_com