#عشق_مخفی_پارت_609


یه رب طول دادم که دادش بلند شد
+لامصب چه غلطی میکنی اون تو
_تو اینجا چکار میکنی مگه کار دیگه
ایی هم هس بگو

+ادرینا بیام بیرون حوصله ندارم

من باید امشب فرار میرکردم بایدددددد!!!!!
اومدم بیرون که اخماش توهم بود پوزخندی بهش زدم که راه افتادم وسط راه
برای نمایش الکی گفتم؛
جیغغغغ،شایااااااان سوسک

+اه دختر خل و چل روانیم کردی اهو اوهو اع ،چته خب د ؟
بتمرگ سر جات دیگه

رفتم سمتش تا برداره دوویدم
جنگل بود اما بهتر از اون خرابشده بود
میدوویدمو و صدای داد های ادرینا ادرینا گفتنای شاایان رو میشنیدم

+وایسا...ادرینا ...برات بد میشه ،بهت میگم وایسا

romangram.com | @romangram_com