#عشق_مخفی_پارت_597
جیغ میزدمو و هق هق ميكردم:
_جیغغغغغ ،ایلیاااااااا ،ایلیااااا تورو خدا بیا ،ایلیاااااااا
خیلی سردم بود دندونام بهم میخورد داشتم از درد قلبم میمردم عشقمو ول کردمو اومدم
ایلیاااامو کسی که تازه عشقشو بهم ابراز کرده بود همه کسمو تنها امیدمو
جیغ گشیدم-
_لعنتتتتتت به همتون لعنتتت لعنت بهت سام لعنت بهتتتت لعنت بهت شایااان ک زندگیمو نابود کردی
همون لحظه در کلبه به شدت باز شدو قامت شایان نمایان شد از ترس
بلند شدمو دستامو ب دیوار تکیه دادم
و خودمو محکم چسبوندم به دیوار
هنوز اشکام مثل ابر بهار میریخت
درحالی ک پوزخند روی لباش بود دستاش هم توی جیبش نزدیک میومد
_جیعغغغغ،عوضی نیا جلو نیااا جلو پست فطرت اشغال چی میخوای از جونمون
هاااااان
_اوووم عزیزم منم پسر عموت الهی ترسیدی عشقم
romangram.com | @romangram_com