#عشق_مخفی_پارت_585

_میشه از روم پاشی حالت تهوح گرفتم

سریع پاشد و با چشمای باز نگام کرد
+نک..نکنه ..نکنه تو

_مغزت کجه و منحرف

+اخه فک کردم حامله ایی

_ب خودت شک داری یا ب من ک با کسی باشم

اخم غلیظی کرد و در اتاق رو باز کرد و رفت
خندم گرفت و خندیدم و سرمو تکون دادمو
و به سمت سرویس بهداشتی رفتم و
صورتمو شستم و با حوله خشک کردم
امشب پارتی این سام هیز بزمچه بود
میل هم نداشتم واسه صبحونه
این ایلیا هم معلوم نیس کجا رفت اخه
نشستم روی تخت موبایلمو در اوردم و اهنگی دوس داشتمو گذاشتم:
من قلبمو دادم واسه اون چشمای زیبات
تو رفتی با غریبع ها نشستی هوسس باز

romangram.com | @romangram_com