#عشق_مخفی_پارت_584

منتظر اين دو نفر عاشق ولي قوي !
اين بها .... اتفاق هاي خوشايندي را با خود نداشت !
بايد از حالش خوبشان نهايت استفاده ميبردند !.............



ادرینا:

با حس اینکه زیر گلوم قلقلک داده میشد چشمامو باز کردم
دیدم ایلیا خیمه زده روم و زیر گلوم رو میبوسه
حس لذت بخشی بود وقتی چشماتو باز کنی
کسی تمام وجودته
کسی که ب قدری دوسش داری نمیدونی چجوری اون عشق رو بهش ابراز کنی
دستمو کردم توی موهای خوس حالتش که سرشو بلند کرد و با چشمای شیطون زل زد بهم
_سرشو اورد بالا تر پیشونیشو چسبوند به پیشونیم و بوسه ایی پر از نیاز و عاشقانه رو گونم کاشت
صدای زمزمه وار و دلنشینشو توی گوشم پیچید
_صبحت بخیر امید هر روزم

-صبح تو ام بخير اقاي عشق!
لبخند پتو پهنی روی صورتم جا خوش کرد
و باز گفتم :

romangram.com | @romangram_com