#عشق_مخفی_پارت_542
اونقدر طول كشيده بود كه گردنم خشك شده بود!
٢ ساعت بعد تموم شد!
گردن خشك شدمو تكون دادم
خانم رحيمي: تموم شد عزيزم!
لبخندي زدم و گفتم: ممنون ، خسته نباشيد!
به سمت ايينه رفتم! يا حسين؟ اين دختري كه توي اينه ست منم؟
romangram.com | @romangram_com