#عشق_مخفی_پارت_329



این ارشاویر گاووو هم هی پاشو تند تند تکون میداد با اعصبانیت گفتم:


اه انقدر اون بی صاحابو تکون نده اسکی

رفتی تو مخم،بعدشم تقصیر توعه اینجا

نشستیم اگه میبستی دهنتو اینجوری

نمیشد و استاد راضی میشد و بیام سر کلاس


ارشاویر:

عه عه عه دختره ی پروعو ببینا من ی

چی گفتم ببخشیدا چیز خوردم

تو چرا غذای منو خوردی و زبون درازی کردی

romangram.com | @romangram_com