#عشق_مخفی_پارت_318


و بعد رفتم داخل اتاقم اونقد عصبي بودم كه دوست داشتم گردن شايان و خورد كنم
كه ديگه نتونه بگه ادرينا مال منه!!!اخه تو سگ كي باشي كه ادرينا مال تو باشه؟
هع همچين ارزويي رو كه ادرينا مال تو باشه رو به گو ميبري حالا ميبينيم!!!
مشت عصبيم و روي ديوار كوبيدم كه جاي مشتم روي ديوار موند و صداي محيبي داد
اصن درد دستم برام مهم نبود لباسام و كندم و به سمت حموم رفتم و سرم و توي وان پر از اب سرد كردم كه حالم خوب شه !!!........



ادرینا:


صدای گوشیم بود منو از خواب بیدار کرد
خداروشکر صداشو درست کرده بودم

دیدم ستارس
وای حالشو نداشتم هی میخواست زر زر کنه
بیخیال شدم و رفتم سرویس بعد از عملیات واجب اومدم بیرون موهامو گیس کردمو

ساعتو نگاه کردم اوه 9:30
10 رفتم پایین با بی حوصلی همزمان با من ایلیا هم وارد شد

romangram.com | @romangram_com