#عشق_مخفی_پارت_276


-اتفاقا خدا بهشون نظر كرده !!!پايه اي بزنيم بيرون؟
-باش ميام دنبالت
-نوكرم خدافظ
-خدافظ
گوشيمو رو تخت انداختم و براي اخرين بار به تيپ بي نقصم نگاه كردم :يه شلوار مشكي كتان يه ژاكت مشكي يقه اسكي ساعت برندم
سوييچ و گوشيمو برداشتم و به سمت در رفتم
رو اخرين پله بودم كه ادرينا رو ديدم با تعجب و چشماي ريز شده نگاهم ميكرد

ادرينا: كجا به سلامتي؟

جوابي ندادم و بي توجه نگاهش كردم كه حرص خوردنش و به وضوح ديدم

پوزخندي زدم و گفتم:دليلي نميبينم كه بهت بگم !!!

از كنارش گزشتم كه گفت:تو فك كردي كي هستي؟تو يه راننده اي حق نداري هروقت هرجا دلت خواست بري!!

-علاقه اي ندارم توهمات مغز كوچيكتو بشنوم

بدون اينكه وايسم جواب بده به سمت در رفتم
از صبح فقط يبار شايان و اهتمام و ديده بودم !!

romangram.com | @romangram_com