#عشق_مخفی_پارت_273

_جانم
میشه سالاد کاهو و یکم سالاد شیرازی درست کنین بیام ببرم بخورم
_خنده ایی کرد و گفت : باشه مادر
صدات زدم بیا ببر
بلند شدم لپای چروکیده اشو بوس کردم و
گفت:
اه دختر تف مالیم کردی
ادرینا: باشه باشه ببخشید
بعدش رفت از اتاق بیرون
هوووف ستاره کی میاد
مردم توی این چهار دیواری
بلند شدم رفتم کنار پنجره که رو به باغ بود
درو باز کردمو به نفس عمیق کشیدم
و باد پاییز موهامو به بازی گرفت
***
نیم ساعت گذشت و داشتم کتاب رمان (گناهکار) رو میخوندم که
ادرینا ادرینا
گفتنای یاسی جون رو شنیدم
پا تند کردم سمت در و
از میله ها
ویژژژژژ سر خوردم

romangram.com | @romangram_com