#عشق_مخفی_پارت_261
موهاشو تو دستم گرفتمو کشیدم و با صدای حرصی گفتم:
بهت نشون بدم به من ربط نداره ضعیفه هان؟
خونه ماعه و داری شاخ بازی در میاری
کاری نکن همین الان بندازمت جلوی ببری خوراک شبش بشی
بگو چه گوهی میخوری اینجا
تا خواست بگه
یاسی خانوم اومد بدو بدو سمتمون و جدا کردمون و گفت
خاک بر سرم دخترم چی شده چرا موهاشو میکشی اخه
ادرینا: یاسی جون برگشته ب من میگه به تو ربطی نداره اینجا چه گوهی میخورم
یاسی: اوا زشتع مادر حرف بد نزن
الناز تو اینجا چکار داری اقا میثم اخراجت کرده بود که چکار داری اینجا نیومده دعوا راه انداختی
بیخیال شدم و رفتم سمت یخچال دیدم سالاد کاهو تو یخچاله و سسم روش چشمام برق زد بس که عاشق سالاد کاهو بودم
برداشتمو رفتم بالا اتاقم درحال خوردن
گوشیمو برداشتم و اهنگ (شادمهر عقیلی: همیشگی)
رو گذاشتم
اولش باور نکردم
اونم انگار عاشقم بود
هر چی از دلش بهم گفت
حرفای دل خودم بود
وقتی دستاااشو گرفتم
خودشو دیددد تو نگاهم
romangram.com | @romangram_com