#عشق_مخفی_پارت_248
با نگاه جدي و مغرورم جواب دادام:همه اينارو به اقاي اهتمام توضيح دادام دليلي نميبينم دوباره بخوام بگم!
از جوابم اخماش جمع شد
شايان: فقط محض تجر....
اهتمام ميون حرفش پريد
اهتمام:نگران نباش شايان اقاي رادمنش خودشو ثابت كرده بهش اعتماد كامل دارم
شايان :نگران نيستم فقط محض كنجكاوي پرسيدم!!!
چيزي نگفتم و بي تفاوت بقيه صبحانه مو خوردم
*****************
دو تا تقه به در زدم
ادرينا:بيا تو
درو باز كردم و رفتم داخل
رو تخت نشسته بود يه بليز استين بلند مشكي كه روش عكس پوكر داشت تنش بود و شلوار دمپا
ايليا:چرا نيومدي پايين
ادرينا:حوصله نداشتم
چشمامو ريز كردم
-اونوقت حوصله كي و نداشتي؟
خيره شد تو چشمام
-خب...بابا،،شايان ،،و....
-و....
romangram.com | @romangram_com