#عشق_مخفی_پارت_149
صداي پاشو از پله ها شنيدم
خودمو مشغول نشون دادم
به طرفم اومد احساس ميكردم يه ذره هول شده!!!
ادرينا:صبخير
نگاه كوتاهي بهش انداختم
-صبخير
به سمت قوري رفت و براي خودش چاي ريخت
يه بليز مدل مردونه تا ٢وجب بالاي زانوش و شلوار مشكي كتان موهاشم طبق معمول بالاي سرش بسته بود!!
ميتونم اعتراف كنم جزو دختراي خوشتيپ و خوش استايله ،البته ناگفته نماند هيز نيستم محض اطلاع گفتم..
واقعا جالب بود خودمونو جوري نشون ميداديم كه مثلا ديشب اتفاقي نيفتاده!!!!
داشتم چايمو ميخوردم كه گفت:
ادرينا :عمو رحمان صبحونه رو درست كرد
سرمو تكون دادم
romangram.com | @romangram_com