#عشق_مخفی_پارت_129
با خنده گفتم:
-خيلي خب يه نفس بگير خفه نشي!!!
پرهام :كجايي داداش؟
-خونه اهتمام امشب ميريم شمال
پرهام:شمال؟چرا؟
-حالا بعدا ميگم واست الان نميتونم
پرهام:اها گرفتم شبيه اين فيلم پليسيا
- خو حالا ذق نكن
پرهام :باشه پس فعلا خدافظ
-خدافظ دادا
گوشي و قطع كردم و به مبل تكيه دادم....
romangram.com | @romangram_com