#الهه_شرقی_پارت_657

- چاي ات رو بده عوض كنم سرد شد. بعد هم حرفت رو بزن. چرا نيمه كاره حرف مي زني؟

كيميا با ترديد پاسخ داد:

- آخه مادر جون شما كه نمي ذاري. اصلاً بذاريم براي يه وقت ديگه.

- نه مادر. الان خوبه. سرمون خلوته. يه ساعت ديگه بچه ها ميان سرمون شلوغ مي شه. بگو ببينم.

- مي دوني مادر، رابين انققدر هم كه ديگران مي گن پسر بدي نيست. ما خيلي وقته كه با هم همكلاسيم.

- چه طور آدميه كه انقدر حرف سر زبونا انداخته؟... اصلاً مي دوني چيه مادر جون، آدماي خوشگل هميشه تو چشن. كار بد و خوبشون زود معلوم ميشه.

- نخير مامان جون. مثل اينكه اين آقا بدجوري دل شما رو برده.


romangram.com | @romangram_com