#الهه_شرقی_پارت_594
- تو بگو.
- باشه، من مي گم. به نظر من تو ميزبان فوقالعاده اي هستي و من واقعاً نمي دونم با چه زبوني بايد از اين همه لطفي كه امشب به من كردي تشكر كنم.
- ادامه نده... ادامه نده الهه ي من. اگه بنا بود كه تمام كوههاي دنيا رو هم جا به جا كنم و در نهايت تو رو توي اون لباس و با اون چهره آسموني ببينم، مطمئن باش كه قبول ميكردم.
- اينقدر شلوغش نكن پسر خوب. برام واقعاً عجيبه كه تو با داشتن دختري به زيبايي اريكا باز هم از زيبايي كسي تعريف كني. اون امشب واقعاً معركه بود رابين، معركه.
رابين خنده اي كرد و گفت:
- من كه چيز خاصي نديدم.
- مطمئنم كه داري دروغ مي گي.
romangram.com | @romangram_com