#الهه_شرقی_پارت_568

- شما حق نداريد قبل از رسيددن من جشن رو تموم كنيد.

كيميا لحظه اي به اندام زيبا و نيمه برهنه اريكا چشم دوخت و بعد به سوي رابين برگشت. رابين به زحمت لبخندي زد و گفت:

- خوش اومدي اريك.

اريكا نزديكتر آمد و در حاليكه به شانه رابين تكيه مي كرد گفت:

- معذرت مي خوام كه يه كم دير رسيدم.

كيميا به ناچار پاسخ داد:

- هيچ عيبي نداره. ما هنوز كيك رو نبريده بوديم.


romangram.com | @romangram_com