#الهه_شرقی_پارت_519



كيميا كه روي پله كنار بقيه نشست، مايكل لبخندي زد و گفت:

- اينم الهه ي رابين فكر كنم همه اومدن.

كيميا نگاهي به مايكل كرد و گفت:

- الهه رابين اسم داره، اسمش هم كيمياست.

- واقعاً؟ اما من فكر مي كنم تقريباً تمام پاريس صرفاً تو رو به اين نام و به اين خاطر ميشناسن.

كيميا پاسخي نداد و اين بار مايكل دوباره گفت:


romangram.com | @romangram_com